محتمل پزشکی قانونی آذربایجان شمار جانباختگان

محتمل: پزشکی قانونی آذربایجان شمار جانباختگان اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری روایتی سانتی‌‌مانتال از دهه شصت , «آباجان»

هاتف علیمردانی کارگردان عجیبی‌ هست. تجربه‌های سینمایی او در یک خط مشخص تعریف نمی‌شود. او هر بار با یک زوایه دید، سراغ فیلم تازه‌اش می‌رود.

روایتی سانتی‌‌مانتال از دهه شصت , «آباجان»

«آباجان»؛ روایتی سانتی مانتال از دهه شصت

عبارات مهم : زندگی

هاتف علیمردانی کارگردان عجیبی هست. تجربه های سینمایی او در یک خط مشخص تعریف نمی شود. او هر بار با یک زوایه دید، سراغ فیلم تازه اش می رود.

هفته نامه چلچراغ – هاتف علیمردانی کارگردان عجیبی هست. تجربه های سینمایی او در یک خط مشخص تعریف نمی شود. او هر بار با یک زوایه دید، سراغ فیلم تازه اش می رود. گاهی فکر می کنی تنها دغدغه گیشه دارد و گاهی فیلم هایی می سازد که معلوم است دنبال تجربه های نو بوده و بعضا موفق هم می شود. به عنوان نمونه تجربه هایی مثل «به خاطر پونه» و «کوچه بی نام» که هیچ ارتباطی به فیلم های ضعیفی مثل «مُردن به وقت شهریور» و بدتر از آن «هفت ماهگی» ندارد.

این وسط «راز دشت تاران» و «یک فراری از بگبو» معلوم نیست کجای کارنامه او قرار می گیرند! تماشاگری که «به خاطر پونه» ـ که از نظر من عالی ترین فیلم اوست ـ را از این کارگردان دیده باشد، چطور می تواند باور کند که چهار فیلم ضعیف نام برده هم در کارنامه همین کارگردان وجود دارد؟!

روایتی سانتی‌‌مانتال از دهه شصت , «آباجان»

وضعیت فیلم «آباجان» ولی کاملا متفاوت هست؛ فیلمی در ارتباط با جنگ و پسامدهای خانوادگی و اجتماعی بعد از آن. «آباجان» فیلم گیشه نیست و بدون دغدغه ساخته نشده است و با در نظرگرفتن این که تهیه کننده اثر نیز خود کارگردان بوده، فارغ از مضمونی که دارد، نشان می دهد که نه به سفارش ارگان های دولتی، بلکه به سفارش دل نویسنده و کارگردان اثر ساخته شده است است.

«آباجان» سوژه نسبتا تازه و جذابی دارد و هرچه فیلم جلوتر می رود، ملتهب تر می شود و آخر قصه نیز غافل گیری خوب و بجایی دارد. آن چه فیلم «آباجان» را از یکدستی و انسجام خارج می کند، تعدد کاراکترهاست. کاراکترهایی که اغلب در سطح باقی مانده اند و بیشترشان نه تنها از یک شخصیت پردازی صحیح برخوردار نیستند، بلکه در حد ظاهر هم باقی نمی مانند. نمونه بارزش نقشی که محمدرضا غفاری بازی می کند. نقشی که فارغ از دیالوگ های محدود و اکت های کمی که دارد، نه تبدیل به شخصیت می شود و نه حتی تیپ.

هاتف علیمردانی کارگردان عجیبی‌ هست. تجربه‌های سینمایی او در یک خط مشخص تعریف نمی‌شود. او هر بار با یک زوایه دید، سراغ فیلم تازه‌اش می‌رود.

هم چنین در مختصات رفتاری خود نیز دچار تضاد هست. اعلامیه های یک حزب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی که البته معلوم نیست کدام حزب(!) را در منزل پنهان و لابد پخش می کند، ولی از طرفی چنین آدم ایدئولوژیکی سرتاسر اتاقش را با پوستر بازیگران سینمای قبل از انقلاب پُر کرده است و چشمش مدام دنبال دختر شمسی هست. سروته قضیه هم تنها با یک دیالوگ عجولانه بسته می شود. دیالوگی که او در مواجهه با خلیل که احتمال شهادتش می رود و تصویر العمل آباجان و خانواده اش با این تراژدی گفته می شود: «این جماعت مرده پرست!»

کاراکترهای دیگری نیز در فیلم دچار ضعف شخصیت پردازی هستند، ولی ممکن است شدت ضعف آن ها کمتر باشد. به عنوان نمونه کاراکتری که ملیسا ذاکری بازی می کند، یا کاراکترهایی که محمود نظرعلیان، سعید آقاخانی و فریبا متخصص دارند. از طرفی بازی ها هم یکدست نیست. سعید آقاخانی نه از بعد لهجه اش برآمده و نه بازی خوبی ارائه داده، حتی در بعضی از سکانس ها زیادی از فیلم بیرون زده است.

درباره بازی فاطمه معتمدآریا نه اعتقاد مسعود فراستی را دارم که بدترین بازی کارنامه اش را داشته و نه اعتقاد هستم بازی آباجان در حد و اندازه های توانایی بی بدیل او در بازیگری و ایفای نقش های متفاوت هست. حرکت لب های او جهت ادای لهجه ترکی ضربه زیادی به میمیک صورت اش زده، طوری که تماشاگر متوجه تلاش زیاد او جهت ادای لهجه زنجانی می شود. یک سکانس خیلی ضعیف نیز در بازی او وجود دارد. هنگامی که که از تلویزیون خبر اسارت خلیل را پخش می کنند و او با زمزمه علی علی به لهجه ترکی جهت این که خبر زنده بودن خلیل را به مابقی خانواده برساند به حیاط می رود، نه تنها مخاطب را متاثر نمی کند، بلکه بابت اغراقی که در اجرا وجود دارد، ممکن است باعث خنده مخاطب شود.

روایتی سانتی‌‌مانتال از دهه شصت , «آباجان»

در برابر ولی بازی شبنم مقدمی و لهجه اش از مابقی بازیگران نیرومند تر هست. شبنم مقدمی دیگر ثابت کرده از بعد هر نقش و هر لهجه ای برمی آید؛ شکارچی بااهمیت ترین نقش های مکمل که اخیرا ایفای نقش او در فیلم «نفس» نرگس آبیار خیره کننده بود. غیر از شبنم مقدمی، بازی حمیدرضا آذرنگ نیز از استاندارد قابل توجهی برخوردار هست. هرچند که باید مراقب باشد در ادای این گونه از نقش های منفی به تکرار نرسد.

کاراکتر آباجان در فیلمنامه چندان دچار اوج و فرود نمی شود. رازآلود نیست و زیادی خنثی و بی خیال هست. هرچند که این انفعال در برابر هووی او زیاد نمود پیدا می کند که لابد تاکید فیلم ساز به نوع برخورد بومی با هوو در دهه های اخیر و پذیرش آن به وسیله زنان به عنوان یک حقیقت تلخ بوده. آباجان ولی در پذیرش شهادت پسرش تصویر العمل هایی متناسبی با کاراکترش دارد. مرد زندگی اش را به نوعی با آمدن هوویی جوان تر از خودش سال ها پیش از دست داده. مرد حالا در بستر بیماری است و زمین گیر شده. از دختران و شوهرهایشان چندان رضایت ندارد و تنها دل خوشی اش در زندگی پسرش خلیل است که به جبهه رفته و دامادش کاظم به دروغ خبر شهادت او را آورده تا از این طریق به عنوان هم رزم خلیل و خانواده شهید، صاحب سمت شود.

هاتف علیمردانی کارگردان عجیبی‌ هست. تجربه‌های سینمایی او در یک خط مشخص تعریف نمی‌شود. او هر بار با یک زوایه دید، سراغ فیلم تازه‌اش می‌رود.

آباجان ولی به هیچ قیمتی حتی با شعارهایی مثل «خون او که رنگین تر از مابقی جوانان نیست»، تن به از دست دادن فرزندش نمی دهد. انگار از ابتدا هم به رفتن او رضایت نداشته. حتی دوست ندارد نام کوچه بنفشه را به شهید خلیل دورانی عوض کردن بدهند و از این زندگی، تنها و تنها پسرش را می خواهد؛ تنها حقش از این زندگی سخت و ملال آوری که داشته هست. یکی از نکات تازه فیلم «آباجان» همین هست. این جا با مادری مواجه هستیم که علی رغم روال مرسوم سینمای دفاع مقدس، با شهادت فرزندش به هیچ وجه کنار نمی آید.

برگ برنده فیلم «آباجان» و جالب ترین کاراکتر فیلمنامه ولی کاظم (حمیدرضا آذرنگ) هست. از آن شخصیت های منفی چندوجهی که به دنبال نان و آبی از طریق نام شهدا جهت خودشان هستند.

روایتی سانتی‌‌مانتال از دهه شصت , «آباجان»

پایان فیلم نیز نظیر ندارد و باز هم کلیشه معنوی زده سینمای کشور عزیزمان ایران را می شکند. حالا نه تنها خبر زنده ماندن و اسارت خلیل به منزل می رسد، بلکه کاظم که با دروغ شهادت برادر خانمش قصد سوءاستفاده داشته، خود قربانی موشک باران مدرسه ای می شود که در آن تدریس می کند. حتی پسرش جان سالم به در می برد. ولی او با همان نیات و خلق وخوی منفی زیر آوار جان می دهد و لابد چیزی که بعدا او را تلقی می کنند…!

«آباجان» با درنظر گرفتن تمامی نقاط قوت و ضعفش فیلمی نیست که تو را اذیت کند. آن هم در میان فیلم های ضعیف جشنواره پارسال. به هرحال قصه ای دارد و شروع و نهایی که دل زده ات نمی کند. حتی می شد در چند بخش نیز نامزد جشنواره شود، ولی کسی چه می داند. شاید چون فیلم متملقی در زمینه سینمای جنگ نبود، این اتفاق برایش نیفتاد.

تیتر: نام مجموعه داستانی از احمد دهقان با عنوان جنگ کشور عزیزمان ایران و عراق است که به وسیله نشر «افق» منتشر شده.

واژه های کلیدی: زندگی | سینمای | سینمایی | کارگردان | استاندارد | شبنم مقدمی | اخبار فرهنگی و هنری

روایتی سانتی‌‌مانتال از دهه شصت , «آباجان»

روایتی سانتی‌‌مانتال از دهه شصت , «آباجان»

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs